محل تبلیغات شما
برچسب ها : داستان کوتاه قرآنی ، داستان قرآنی نماز ، داستان درباره نماز خواندن ، داستان در رابطه با خواندن نماز ، داستانک مذهبی ، داستان مذهبی نماز خواندن ، داستان کوتاه شیطان و مرد نماز خوان ، داستان زیبا و جدید مذهبی ، جدیدترین داستان های قرآنی ، بهترین حکایت های قرآنی ،

داستان کوتاه و خواندنی مذهبی قرآنی نماز - www.patoghia.blogfa.com

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند .
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد،
در راهه رفتن به مسجد، مرد زمین خورد و لباس هایش کثیف شد . او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت، مرد لباس هایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت یک بار دیگر لباس هایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد .

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: "من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید"، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راه تان را روشن کنم. مرد اول از او به طور فراوان تشکر  می کند و هر دو راه شان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ به دست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دو بار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند .

مرد دوم پاسخ داد: "من شیطان هستم". مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم .

آموزش سفید کردن دندان با استفاده از فتوشاپ White Tooth In Photoshop

تمام کد آهنگ پیشواز های ایرانسل مرتضی پاشایی Morteza Pashaei Irancell Pishvaz

داستان کوتاه و جالب خواندنی پسر بچه باهوش Story Attractive Clever Boy

مرد ,مسجد ,، ,داستان ,خانه ,نماز ,، داستان ,به مسجد ,می کند ,مرد اول ,خانه خدا

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی